خانه دستاوردهااندیشنامهمالیات‌دهندگان و جنگ

مالیات‌دهندگان و جنگ

توسط اندیشکده صدراعظم

دکتر بشیر نداف (مدیر اندیشکده صدراعظم):

این روزها به علت درگیری کشور در جنگ تحمیلی، فضای خبری و تحلیلی به طور گسترده تحت تأثیر قرار گرفته است. انواع گزارش‌ها و تحلیل‌هایی که میان کانال‌های ارتباطی محدود و در دسترس، رد و بدل می‌شود اخبار جنگ را منتقل می‌کنند. این یادداشت نیز در همین راستا اما از منظری متفاوت قصد دارد تا جنگ را از دریچه نگاه مالیات‌دهندگان دو طرف جنگ ارزیابی و تحلیل کند. نگاهی که برای جامعیت بخشیدن به تحلیل ابعاد گوناگون جنگ به شدت ضروری است.

آغاز جنگ با اقدام به ترور رهبر ایران، خانواده ایشان و تعداد زیادی از فرماندهان رده بالای نظامی و همچنین قتل‌عام مدرسه دخترانه میناب رقم خورد. این شوک بزرگ باعث شد ایران بر خلاف جنگ دوازده روزه، چاره‌ای جز ورود به جنگی تمام عیار و گسترده‌ نداشته باشد. تلاش‌های دیپلماتیک و سیاسی رنگ باختند و واقعیت سلطه‌گرایانه و تمامیت‌خواه حاکم بر نظام بین‌الملل بار دیگر از پوشش مخملی «حقوق بشر» و «آزادی» عریان شد.

بحث پیرامون توانایی‌های رزمی و دفاعی طرفین و ارزیابی میزان اصابت‌ها، تخریب‌ها، رادارها، جنگنده‌ها و تاکتیک‌ها هرچند لازم و ضروری است، اما به تنهایی برای تحلیل سرنوشت جنگ کافی نیست. در این میان عناصر دیگری نقش‌آفرینی می‌کنند که بی‌توجهی به آن‌ها می‌تواند فرجام این جنگ مهم را تغییر دهد. به عبارت دیگر، علی‌رغم تمامی تحلیل‌های عقیدتی و آخرالزّمانی از این نبرد و به‌کارگیری تعابیری همچون «جنگ وجودی»، «نبرد پایانی»، «تغییر هژمونی»، «سقوط هیمنه‌ی» آمریکا و «ظهور قدرت» ایران و … به نظر می‌رسد پایان جنگ و سرنوشت آن را میزان «تاب‌آوری» و «استحکام» درونی اقتصاد طرفین جنگ مشخص خواهد کرد. اما برای تحلیل علت این واقعه لازم است کمی به عقب برگردیم!

پایان جنگ دوازده روزه، تحلیل بر این بود که موافقت با آتش‌بس اشتباهی بزرگ است. دشمنی که سال‌ها با او در فضای عمومی، رسانه‌ای، تبلیغاتی و امنیتی در تقابل بوده‌ایم، حمله‌ای ناجوانمردانه در حین مذاکرات دیپلماتیک صورت داده بود. بنابراین باید درسی عبرت‌آموز و پشیمان‌کننده دریافت می‌کرد. اما بنابه دلایل گوناگون آتش‌بس پذیرفته شد. بازه زمانی بین جنگ حاضر و جنگ دوازده روزه فرصتی فراهم آورد تا نیروهای مسلح ایران نقاط قوت و ضعف خود را تحلیل کنند و راهبردهای دفاعی متناسب با آن اتخاذ نمایند. اهداف جدید و گسترده‌ای شناسایی شد و سلسله‌مراتب فرماندهی بازسازی گردید. همچنین توانمندی‌های آفندی و پدافندی بر اساس ضرورت‌های جنگی بازیابی شدند و به سرعت تکامل یافتند. شاید این مهم‌ترین درس جنگ دوازده روزه برای «نیروهای مسلح» ایران بود. اما در این فاصله رخداد مهم دیگری نیز در جریان بود!

میدان جنگ اصلی همچنان پابرجا بود. جنگ اقتصادی آمریکا با ایران که از سال‌ها پیش آغاز شده، تمام ظرفیت‌ها و مزیت‌های اقتصادی ایران را تحت فشار قرار داده بود. این فشارها پس از جنگ دوازده روزه به علت برخی بی‌توجهی‌ها و ناکارآمدی‌های مدیریتی و سیاسی زمینه‌ی بروز اعتراضات به حق صنفی و اقتصادی شد که باید به سرعت با ایجاد گفتگو، تفاهم و اقدام فوری میان دولت و بخش خصوصی به نتیجه می‌رسید؛ اما با ادامه‌دار شدن آن فضا برای سوءاستفاده نهادهای امنیتی و تکمیل پازل ناآرامی‌های داخلی مهیا گردید. دشمن از تنش‌ها و درگیری‌های پراکنده برای پیش‌برد پروژه براندازی درونی نهایت استفاده را برد. شاید عامل اصلی فجایع ۱۸ و ۱۹ دی و داغ بزرگ مردم ایران حاصل همین بی‌توجهی‌ها و تعلل‌ها بود. در واقع عدم تحلیل درست و به‌هنگام درخواست‌های به حق اصناف و فعالان اقتصادی که در واقع مالیات‌دهندگان کشور و گردانندگان چرخ‌های اقتصاد ایران هستند باعث شد تا بستری برای کشمکش‌های خیابانی و باز شدن زخم‌های مزمن و علاج نشده به وجود آید.

اما در طرف دیگر جنگ نیز همین معادله جاری است. دشمن صهیونیستی – آمریکایی نیز بر اساس همین نظام مالی و اقتصادی فعالیت می‌کند. اگر به عمده تحلیل‌های نظامی و اقتصادی جنگ نگاه کنید به آسانی درخواهید یافت که طرف ایرانی نیز این‌بار هوشمندانه و مدبّرانه، روی فشار وارد کردن به مالیات‌دهندگان آمریکایی حساب ویژه‌ای باز کرده است. از محدودیت‌های اعمال شده بر تنگه هرمز گرفته تا مقایسه هزینه موشک‌های رهگیر پدافندی دشمن با هزینه پهپادها و موشک‌های متنوع ایران و انتخاب اهداف عمدتاً اقتصادی برای ضربه زدن به بازارهای حیاتی آمریکا و متحدینش و حتی زمینه‌سازی لغو پروازها از فرودگاه‌های کشورهای حوزه خلیج فارس و … همه نشان می‌دهد فشار به اقتصاد آمریکا و تحمیل هزینه‌های سنگین به مالیات‌دهندگان آن جزو «اهداف دوربرد» موشک‌ها و پهپادهای ایران است. البته نباید از نظر دور داشت که تحلیلگران و سیاستمداران مخالف جنگ در آمریکا نیز همواره یکی از نقاط اتکای تحلیلشان همین نارضایتی مالیات‌دهندگان آمریکایی از ورود به جنگ فرسایشی و پرهزینه مشابه تجربه عراق و افغانستان است.

با این فرض می‌توان تحلیل کرد که سرنوشت این جنگ را فقط موشک‌ها، پدافندها، آمار کشته‌شدگان و تلفات نظامیان تعیین نمی‌کند. حتی اعتقادات مذهبی و سرودهای حماسی به تنهایی قادر نیست پیروز جنگ را مشخص کنند. بلکه میزان تاب‌آوری اقتصادی و عزم پیروزی در مالیات‌دهندگان دوطرف نبرد، نتیجه‌ را رقم خواهد زد. به عبارت دیگر در پایان این نبرد یا اقتصاد کوچک اما عادت کرده به تحریم و محدودیت‌های ایران پیروز خواهد شد یا اقتصاد بزرگ اما کم تحمل و آسیب‌پذیر صهیونیستی – آمریکایی.

در هر صورت انتخاب راهبرد «جنگ» از سوی آمریکا برای تحمیل خواسته‌های خود به طرف ایرانی می‌تواند زمینه را برای چالش‌های جدی اقتصادی در خود آمریکا فراهم کند که «در صورت طولانی شدن جنگ» و «بسته ماندن تنگه هرمز» و «تحمیل هزینه‌های مستمر به آمریکا و متحدان منطقه‌ای او» ورق جنگ را به نفع ایران برمی‌گرداند. در واقع سلاح آمریکایی علیه ایران، ابتدا شاهرگ حیاتی خود آمریکا را خواهد برید. اما در صورت عبور دشمن از این شرایط و قبول آتش‌بس در کوتاه مدت (قبل از اثرگذاری شدید جنگ بر اقتصاد امریکا و اسرائیل)، علاوه بر افزایش تحریم‌های موجود، تحمیل هزینه‌ها و خسارت‌های بسیار ناشی از جنگ نیز بر دوش اقتصاد و مالیات‌دهندگان ایرانی بیش از پیش سنگینی خواهد کرد.

بنابراین تنها راه برای ایجاد گشایش اقتصادی که علی‌رغم مذاکرات فراوان به نتیجه نرسید، پیروزی در جنگ پیش‌رو با تکیه بر فشار اقتصادی (افزایش قیمت سوخت و هزینه‌های نظامی و اقتصادی) به مالیات‌دهندگان آمریکایی است. چیزی که هر رئیس‌جمهوری در آمریکا را به ورطه‌ی سقوط می‌کشاند. فشار به اقتصاد آمریکا همان «نقطه‌ی آسیبی» است که حتی جنایت‌هایی مانند «پرونده اپستین» نیز نتوانست در دولتمردان آمریکایی ایجاد کند.

نهایتاً اینکه: پیروزی در این جنگ با همه متن‌ها و حاشیه‌هایش در دستان «مالیات‌دهندگان» است. همان‌هایی که هر دو طرف جنگ به شدت از به میدان آمدنشان هراس دارند! همان‌هایی که منافع خود را در صلح و آزادی و آرامش جستجو می‌کنند نه در جنگ و تحریم و ناآرامی. تصرف میدان‌های تهران یا نیویورک با پوتین نظامیان نخواهد بود. بلکه مردم عادی و مالیات‌دهندگان هستند که سرنوشت جنگ را رقم می‌زنند.

همچنین ممکن است دوست داشته باشید

پیام بگذارید