خانه دستاوردهااندیشنامهمعافیت‌های مالیاتی و بدن‌های استثنایی: سیاست استثناء در نظم مالیاتی ایران

معافیت‌های مالیاتی و بدن‌های استثنایی: سیاست استثناء در نظم مالیاتی ایران

توسط اندیشکده صدراعظم

دکتر مهراب عالی؛ (عضو اندیشکده صدراعظم):

معافیت، ابزار عدالت یا تکنیک بدن‌مندسازی قدرت؟

در پارادایم رسمی اقتصاد و حقوق مالیه عمومی، معافیت مالیاتی عموماً به‌مثابه ابزاری برای تشویق فعالیت‌های مولد، حمایت از گروه‌های خاص یا تحقق عدالت اجتماعی تعریف می‌شود. این روایتِ حقوق‌محور، معافیت را امتیازی هدفمند تصور می‌کند که از سوی قانون‌گذار برای ایجاد رشد اقتصادی یا کاهش نابرابری توزیع می‌شود. اما وقتی موضوع معافیت را در چارچوب فلسفه سیاسی و نظریه‌های انتقادی قدرت بررسی کنیم، تصویر کاملاً متفاوتی به دست می‌آید. در این چشم‌انداز، معافیت نه صرفاً یک ابزار سیاست‌گذاری، بلکه تکنولوژی قدرت است. سازوکاری که بدن‌ها را درون نظم مالیاتی «مشمول» یا «نامشمول» می‌سازد، هویت‌ها را طبقه‌بندی می‌کند، مشروعیت تولید می‌کند و نابرابری را بازتوزیع می‌نماید .

از این منظر، پرسش اصلی این نیست که چه کسی معاف است؟ بلکه این است که معافیت چه می‌کند؟ چه سازوکارهایی را فعال می‌سازد؟ چه روابطی از قدرت را تثبیت می‌کند؟ و چگونه بدن‌هایی را از شبکه نظارتی-انضباطی مالیات خارج می‌کند تا نظم کلی را بازتولید نماید؟

اینجاست که نظریه قدرت- دانش فوکو و نظریه «استثناء» آگامبن به‌عنوان ابزار تحلیلی مرکزی ظاهر می‌شوند. از نگاه آگامبن، قدرت حاکم زمانی خود را تثبیت می‌کند که بتواند «استثناء» خلق کند، یعنی بدن‌هایی که از نظم حقوقی خارج شده‌اند، اما دقیقاً همین خروج، چفت‌وبست نظم را شکل می‌دهد . بنابراین، در نظم مالیاتی ایران نیز، معافیت تنها امتیاز نیست، زبان، بدن و قدرت را سازمان می‌دهد، مشروعیت می‌سازد، تبعیض را طبیعی جلوه می‌دهد و از طریق طردِ برخی بدن‌ها، دیگر بدن‌ها را درون نظم نگه می‌دارد.

در این یادداشت تلاش می‌کنیم نشان دهیم که چگونه معافیت‌های در نظام مالیاتی، سازوکارهایی برای تولید بدن‌های استثنایی‌اند. بدن‌هایی که از شبکه پانوپتیکون مالیاتی خارج می‌شوند، اما همین خروج، قدرتشان را تثبیت می‌کند و در نهایت، پیامدهای عمیقی برای عدالت مالیاتی، مشروعیت نهادی، و اعتماد عمومی ایجاد می‌کند.

بدن‌های معاف: استثناءهایی که نظم را می‌سازند

یکی از بنیادی‌ترین سازوکارهای قدرت مالیاتی در ایران، تولید «بدن‌های معاف» است، بدن‌هایی که از نظم انضباطی مالیات خارج می‌شوند، اما دقیقاً همین استثناء، کارکردی بنیادین در تثبیت نظم دارد. به تعبیر فوکو، قدرت مدرن از طریق مرئی‌سازی بدن‌های عادی و نامرئی‌سازی بدن‌های استثنایی عمل می‌کند، یعنی با نظارت بر بدن‌های مشمول، انضباط را تولید می‌کند و با حذف برخی بدن‌ها از نظارت، سلسله‌مراتب مشروع را تثبیت می‌نماید .

در نظام مالیاتی ایران، گروه‌های معاف طیفی وسیع از بازیگران اقتصادی، سیاسی و مذهبی را شامل می‌شود. بنیادها، آستان‌ها، ستادها، مناطق آزاد، بخش‌هایی از کشاورزی، نهادهای مذهبی، مؤسسات خیریه و بعضی گروه‌های حرفه‌ای، از پرداخت مالیات معاف‌اند. این معافیت‌ها در سطح قانون، عموماً با استدلال‌های «حمایتی» یا «اقتصادی» توجیه می‌شوند. اما در سطح جامعه‌شناختی، آنچه رخ می‌دهد، تولید بدن‌های خاص است. بدن‌هایی که نه‌تنها خارج از نظم مالیاتی باقی می‌مانند، بلکه نقش نمادین مهمی در تثبیت قدرت ایفا می‌کنند.

بر اساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، نهادهایی مانند بنیاد مستضعفان، آستان قدس رضوی و ستاد اجرایی فرمان امام، با وجود فعالیت اقتصادی گسترده، از شمول نظارت مالیاتی خارج مانده‌اند. این نهادها، در چارچوب نظریات آگامبن، نمونه‌ی روشن Homo Sacer مالیاتی‌اند، بدن‌هایی که در مرز قانون قرار دارند: از مزایا استفاده می‌کنند اما الزامات را برعهده ندارند.

این وضعیت نه‌تنها استثناء تولید می‌کند، بلکه پیکربندی قدرت را نیز تثبیت می‌کند. بدن‌های عادی (مؤدیان حقیقی و شرکت‌های کوچک) باید شفاف باشند، اما بدن‌های معاف، نامرئی باقی می‌مانند.

سیاست استثناء: چگونه معافیت مشروعیت تولید می‌کند؟

سیاست استثناء، صرفاً حذف برخی گروه‌ها از پرداخت مالیات نیست، بلکه نوعی عملیات گفتمانی-قدرت است. دولت از طریق گفتمان‌سازی پیرامون معافیت‌ها، مشروعیت تولید می‌کند، سلسله‌مراتب ارزشی می‌سازد و بدن‌های معاف را تبدیل به «بدن‌های ارزشمند» می‌نماید. این همان سازوکاری است که فوکو آن را «شمول از طریق طرد» می‌نامد، یعنی بدن‌هایی که از قانون خارج شده‌اند، در واقع، نقشی کلیدی در تولید نظم دارند .

در بسیاری از متون رسمی، معافیت نهادهای مذهبی نه‌تنها قانونی، بلکه اخلاقی و ضروری برای حفظ ارزش‌ها معرفی می‌شود. این گفتمان، معافیت را به سطحی فراتر از قانون ارتقا می‌دهد، به سطح فضیلت، تقدس و هویت.

مطالعات نشان می‌دهد که گفتمان رسمی درباره معافیت‌ها بر سه استراتژی تکیه دارد: قدسی‌سازی معافیت‌ها، بی‌خطرنمایی پیامدهای مالیاتی، طبیعی جلوه‌دادن استثناء.

به تعبیر بوردیو، این وضعیت معافیت‌ها را به «سرمایه نمادین» تبدیل می‌کند: امتیازی که نه‌فقط اقتصادی، بلکه فرهنگی و معنایی است .

تبعیض مالیاتی: بازتوزیع نابرابری و تولید بدن‌های مطیع

پیامد ساختاری معافیت‌های گسترده، تبعیض مالیاتی است. یعنی وضعیتی که گروه‌های معاف، بدون مشارکت مالی، از خدمات عمومی بهره‌مند می‌شوند. این نابرابریِ ساختاری، نه‌فقط اقتصادی، بلکه بدنی است. بدن‌های مشمول باید در معرض نظارت، ثبت تراکنش، رتبه تمکین و مجازات قرار گیرند، اما بدن‌های معاف از این شبکه خارج می‌مانند.

این همان چیزی است که رالز آن را نقض اصل عدالت به‌مثابه انصاف می‌نامد، زیرا معافیت زمانی عادلانه است که به نفع محرومان باشد، نه صاحبان قدرت.

برخی گزارش‌ها نشان می دهد که حدود ۴۰ درصد اقتصاد ایران از پرداخت مالیات معاف است. این رقم، نه‌فقط یک آمار مالی، بلکه یک واقعیت جامعه‌شناختی است. دولت هر ساله بخش بزرگی از اقتصاد را از انضباط مالیاتی خارج می‌کند و در نتیجه، بار مالیاتی بر دوش گروه‌های کوچک‌تر و کم‌قدرت‌تر قرار می‌گیرد.

این وضعیت موجب شکل‌گیری دو پیامد کلیدی شده است: افزایش بار مالیاتی بر گروه‌های شفاف، کاهش اعتماد عمومی و بحران مشروعیت مالیاتی. این همان مکانیزمی است که بوردیو آن را «خشونت نمادین» می‌نامد: یعنی حکمرانی از طریق تصمیماتی که نابرابری را طبیعی و اجتناب‌ناپذیر جلوه می‌دهند.

مقاومت در برابر معافیت‌ها: صداهای مردمی و گفتمان‌های متقابل

قدرت هرجا باشد، مقاومت نیز همزاد آن است. فوکو تأکید می‌کند که قدرت همیشه «رابطه‌ای دوطرفه» است و هیچ سازوکار قدرتی بدون مقاومت پایدار نمی‌ماند . معافیت‌های مالیاتی نیز با نوعی مقاومت نمادین، گفتاری و رسانه‌ای مواجه شده‌اند. مردم عادی، مؤدیان، کسبه کوچک و برخی کارشناسان اقتصادی، معافیت‌ها را نشانه «رانت»، «تبعیض» و «بی‌عدالتی» می‌دانند.

طبق نظرسنجی ایسپا (۱۴۰۲)، بیش از ۷۰ درصد مردم معتقدند که «معافیت‌های مالیاتی باید بازنگری شوند.» این نگرش، شکل‌گیری یک گفتمان اعتراضی را نشان می‌دهد که خواستار شفافیت و پایان‌دادن به استثناها است.

در تحلیل بوردیو، این مقاومت‌ها، مبارزه بر سر معنای عدالت هستند. تلاشی برای بازتعریف مشروعیت مالیاتی و بازپس‌گیری قدرت از نهادهای استثنایی.

معافیت و حکمرانی الگوریتمی: بدن‌های خارج از داده

فوکو در مراقبت و مجازات (1975) نشان داد که قدرت مدرن از طریق «مرئی‌سازی» بدن‌ها عمل می‌کند. بدن‌ها باید دیده شوند، ثبت شوند و در معرض انضباط قرار گیرند. در عصر دیجیتال، این مرئی‌سازی بیش از هر زمان دیگری به‌واسطه‌ی داده‌ها انجام می‌شود. داده‌ها همان «چشم‌های پانوپتیکون» هستند که بدن‌های اقتصادی را قابل‌مشاهده، سنجش‌پذیر و قابل‌مجازات می‌سازند. 

با دیجیتالی‌شدن نظام مالیاتی، «داده» تبدیل به ابزار اصلی نظارت و انضباط شده است. سامانه مؤدیان، پایانه‌های فروش، فاکتور الکترونیک، رتبه تمکین و هوش مصنوعی مالیاتی، شبکه‌ای الگوریتمی ایجاد کرده‌اند که بدن‌های اقتصادی را قابل‌مشاهده، سنجش‌پذیر و قابل‌مجازات می‌کند. اما گروه‌های معاف، عملاً بدن‌های خارج از داده هستند: نامرئی، غیرقابل‌کنترل و غیرقابل‌پایش.

در نظام مالیاتی، سامانه مؤدیان، پایانه‌های فروش، فاکتور الکترونیک، رتبه تمکین و هوش مصنوعی مالیاتی، شبکه‌ای الگوریتمی ایجاد کرده‌اند که بدن‌های اقتصادی را در معرض دید قرار می‌دهد. اما گروه‌های معاف، عملاً بدن‌های خارج از داده‌اند، نامرئی، غیرقابل‌کنترل و غیرقابل‌پایش. این نامرئی‌سازی، همان چیزی است که فوکو آن را «سیاست نامرئی‌سازی» می‌نامد: حذف برخی بدن‌ها از شبکه نظارت برای تثبیت قدرت دیگران. و زوباف آن را «قدرت از طریق کنترل داده» می‌نامد: گروه‌هایی که از شبکه داده حذف می‌شوند، در واقع در نقطه اوج قدرت قرار می‌گیرند .

فوکو توضیح می‌دهد که قدرت مدرن همواره میان دو سطح عمل می‌کند: سطح انضباطی (مدیریت بدن‌های فردی) و سطح زیست‌سیاستی (مدیریت جمعیت‌ها). در نظام مالیاتی دیجیتال، این دو سطح در قالب داده‌ها به هم پیوند خورده‌اند. 

– بدن‌های مشمول: مؤدیان حقیقی و حقوقی که باید در سامانه ثبت شوند، تراکنش‌هایشان پایش شود و رتبه تمکین دریافت کنند. 

– بدن‌های معاف: نهادها و گروه‌هایی که از این شبکه خارج‌اند. آنان نه‌تنها از قانون، بلکه از فناوری نیز خارج‌اند. 

این خروج از داده، همان چیزی است که آگامبن آن را «سیاست استثناء» می‌نامد: بدن‌هایی که در مرز قانون قرار دارند، اما همین خروج، نظم کلی را تثبیت می‌کند.

برای فهم بهتر این وضعیت، می‌توان از یک مثال هوایی استفاده کرد. تصور کنید یک شهر از بالا دیده می‌شود: خیابان‌ها، خانه‌ها و خودروها همه در معرض دید هستند. این همان وضعیت بدن‌های مشمول است: آنان در شبکه داده دیده می‌شوند، مسیرشان ثبت می‌شود و حرکتشان قابل‌پایش است. 

اما در میان این شهر، مناطقی وجود دارد که در نقشه هوایی تاریک یا نامرئی‌اند. هیچ داده‌ای از آن‌ها ثبت نمی‌شود. این مناطق همان بدن‌های معاف‌اند: نامرئی، خارج از دید، اما دقیقاً همین نامرئی‌بودن، قدرتشان را تثبیت می‌کند. آنان مانند «مناطق آزاد تجاری» هستند که با وجود گردش مالی بالا، خارج از سامانه مؤدیان قرار دارند. 

این مثال نشان می‌دهد که چگونه استثناء در سطح داده، نظم کلی را بازتولید می‌کند. بدن‌های مشمول باید شفاف باشند، اما بدن‌های معاف، نامرئی باقی می‌مانند.

مناطق آزاد تجاری – با وجود گردش مالی بالا – در بسیاری موارد خارج از سامانه مؤدیان قرار دارند. این خروج از داده، پیامدهایی از جمله: کاهش شفافیت، افزایش فساد، تضعیف رقابت، کاهش اعتماد به نظام مالیاتی ایجاد کرده است.

در حقیقت، استثناء در سطح قانون، در سطح داده تشدید می‌شود، یعنی بدن‌های معاف، نه‌فقط از قانون، بلکه از فناوری نیز خارج‌اند.

معافیت، نظم یا بحران؟

معافیت‌های مالیاتی در ایران، سازوکاری پیچیده و چندلایه‌اند که نه‌تنها پیامدهای مالی، بلکه پیامدهای اجتماعی، سیاسی و نمادین دارند. در چارچوب فوکویی، این معافیت‌ها را باید به‌مثابه تکنولوژی‌های قدرت فهمید. تکنیک‌هایی که بدن‌ها را طبقه‌بندی می‌کنند، برخی را در معرض نظارت و انضباط قرار می‌دهند و برخی دیگر را از این شبکه خارج می‌سازند. 

فوکو در مراقبت و مجازات  نشان داد که قدرت مدرن از طریق «مرئی‌سازی» بدن‌ها عمل می‌کند: بدن‌های مشمول باید دیده شوند، ثبت شوند و در معرض انضباط قرار گیرند. اما هم‌زمان، قدرت با «نامرئی‌سازی» برخی بدن‌ها، یعنی بدن‌های استثنایی، سلسله‌مراتب مشروعیت را تثبیت می‌کند. در نظام مالیاتی، بدن‌های معاف دقیقاً همین نقش را ایفا می‌کنند. آنان نامرئی‌اند، اما همین نامرئی‌بودن، قدرتشان را تثبیت می‌کند و نظم مالیاتی را بازتولید می‌نماید. 

از منظر فوکو، معافیت‌ها را می‌توان نوعی فناوری زیست‌سیاستی دانست. زیست‌سیاست به معنای مدیریت زندگی جمعی است. دولت با معافیت‌ها تصمیم می‌گیرد کدام بدن‌ها باید در چرخه مالیاتی مشارکت کنند و کدام بدن‌ها از آن خارج شوند. این تصمیم، نه‌فقط اقتصادی، بلکه سیاسی و اخلاقی است. بدن‌های معاف به‌عنوان بدن‌های «ارزشمند» یا «قدسی» معرفی می‌شوند، در حالی‌که بدن‌های مشمول به‌عنوان بدن‌های «عادی» و «مطیع» در معرض انضباط قرار می‌گیرند.

فوکو همچنین توضیح می‌دهد که قدرت مدرن همواره میان دو سطح عمل می‌کند: سطح انضباطی (مدیریت بدن‌های فردی) و سطح زیست‌سیاستی (مدیریت جمعیت‌ها). معافیت‌های مالیاتی دقیقاً در این نقطه عمل می‌کنند: بدن‌های فردیِ مشمول را در معرض انضباط قرار می‌دهند، اما بدن‌های جمعیِ معاف را به‌عنوان منابع مشروعیت و سرمایه نمادین تولید می‌کنند. 

از این رو، معافیت مالیاتی نه‌تنها ابزار سیاست‌گذاری، بلکه بنیان یک نظم اجتماعی–اقتصادی است. نظمی که بدن‌های معاف در آن نقش محوری دارند. نظمی که در حال تولید مقاومت، نارضایتی و بحران مشروعیت است. 

به تعبیر فوکو، این وضعیت نشان‌دهنده‌ی «پانوپتیکون معکوس» است. در حالی‌که بدن‌های عادی در معرض دید و نظارت دائمی قرار دارند، بدن‌های استثنایی از این دید خارج‌اند و همین خروج، قدرتشان را تثبیت می‌کند.

بنابراین، پرسش پایانی چنین است: آیا معافیت‌های مالیاتی در ایران به بازتولید نظم و مشروعیت کمک می‌کنند یا به بحران اعتماد و عدالت منجر می‌شوند؟ پاسخ فوکویی روشن است: هر نظمی که بر پایه‌ی استثناء بنا شود، همواره در معرض مقاومت و بحران قرار دارد. معافیت‌ها اگر شفاف و عادلانه نباشند، به‌جای تثبیت مشروعیت، به فرسایش آن منجر خواهند شد. 

همچنین ممکن است دوست داشته باشید

پیام بگذارید