دکتر مهراب عالی (عضو اندیشکده صدراعظم):
در اندیشه فوکو قدرت نه در قالب یک نیروی سرکوبگر متمرکز، بلکه در شکل شبکهای از روابط نفوذی و سازنده عمل میکند. قدرت افراد را مطیع نمیکند بلکه آنان را میسازد، طبقهبندی میکند در معرض سنجش قرار میدهد و در نهایت آنان را در قالب سوژههایی قابل اندازهگیری و قابل محاسبه باز تولید میکند.
هر سازوکار قدرت، همزمان یک سازوکار دانش است؛ زیرا تنها از طریق ساختن دانش قابل اتکا درباره افراد است که قدرت میتواند اعمال شود. مالیات در این میان نه صرفاً یک ابزار ثبت و حسابرسی، بلکه شکلی از حکومتمندی اقتصادی است که دولت از طریق آن افراد را در مقام سوژههای اقتصادی تعریف، شناسایی و تربیت میکند.
در ایران، مؤدی مالیاتی همچون یک فرد طبیعی یا حقوقی ظاهر نمیشود؛ بلکه به مثابه سوژهای تولید میشود که درون شبکهای از سامانهها، قواعد، مقررات، تهديدها و امتیازدهیها، پیوسته بازسازی میشود. فرد از لحظه ورود به نظام مالیاتی وارد چرخهای از ثبت، طبقهبندی، ارزیابی، رتبهگذاری و نظارت میشود. چرخهای که نه فقط برای کنترل، بلکه برای ساختن رفتار مطلوب طراحی شده است. بنابراین باید پرسید: مؤدی مالیاتی چگونه ساخته میشود؟ و سازوکارهای قدرت دانش در نظام مالیاتی ایران چگونه به خلق این سوژه میانجامند؟
در این تحلیل به جای آنکه نظام مالیاتی را به مثابه مجموعهای از مقررات بررسی کنیم، آن را همچون نظامی از سوژهسازی تحلیل میکنیم. بدین معنا که ثبتنام، طبقهبندی، رتبهبندی، تمکین، تهدید به رسیدگی و نظارت دیجیتال همگی به عنوان فرآیندهای تولید سوژه بازخوانی میشوند. فرآیندهایی که در ظاهر اداریاند، اما در عمق خود حامل منطقهای قدرت مدرن هستند.
ثبتنام: لحظه آغازین سوژهسازی و ورود به ماتریس قدرت دانش
ثبتنام در درگاه ملی مالیات، نخستین تجربه فرد در مواجهه با نظام مالیاتی است. فوکو تأکید میکند که ثبت، نخستین عملکردِ قدرتِ انضباطی است. زیرا فرد را از وضعیت نامرئی و نامشخص به وضعیت قابل رؤیت، قابل اندازهگیری و قابل دستهبندی تبدیل میکند. در نظام مالیاتی نیز صدور کداقتصادی صرفاً تخصیص یک شناسه نیست، بلکه نوعی تولید اُبژه اداری است که فرد را وارد قلمرو مشاهدات دولت میکند.
تخصیص پوشه در سامانه مؤدیان با گردآوری اطلاعات هویتی، صنفی، درآمدی و دارایی، نوعی پروفایل دانایی درباره فرد ایجاد میکند. در سال ۱۴۰۲ بیش از ۸ میلیون مؤدی در این سامانه ثبت شدند. امری که خود بخشی از پروژه شناسایی کامل مؤدیان مالیاتی معرفی شد. به این ترتیب فرد قبل از هر اجبار قانونی در قالب سوژهای قابل مشاهده ظاهر میشود. فوکو این مرحله را تولید زمینه انضباط مینامد؛ زیرا آنچه دیده شود، میتواند کنترل شود.
ثبتنام با این حال تنها یک گام اداری نیست، بلکه نوعی تشکیل رابطه «سوژه – نهاد» است. فرد از این مرحله به بعد دیگر یک شهروند ساده نیست، بلکه ذیل نظم مالیاتی دارای هویت جدیدی میشود؛ «هویت مؤدی». این هویت، او را در معرض داوری، ارزیابی و انضباط قرار میدهد.
طبقهبندی مؤدیان: اقتصاد سیاسی دانایی و ساماندهی رفتار
پس از ثبتنام، نظام مالیاتی به سرعت وارد مرحله دوم سوژهسازی میشود. طبقهبندی فوکو معتقد است که طبقهبندی یکی از ستونهای اصلی قدرت مدرن است. زیرا طبقهبندی امکان اعمال سیاستهای متفاوت و تنظیم رفتارها را فراهم میکند.
در نظام مالیاتی مؤدیان به دو دسته اصلی: اشخاص حقیقی و حقوقی و اشخاص حقیقی خود به سه گروه اول، دوم و سوم تقسیم میشوند و هر دسته، شبکهای از مقررات و نظارت مختص خود را دریافت میکند. این فرآیند نوعی حکومتمندی تفکیکی است. هر گروه انضباط و تکالیف متفاوتی دارد. مرکز پژوهشهای مجلس در سال ۱۴۰۲ تصریح میکند که طبقهبندی مؤدیان اساس سیاستگذاری مالیاتی ایران است و بدون آن نظارت هدفمند امکانپذیر نیست. از نگاه فوکویی این طبقهبندیها صرفاً ابزار اداری نیستند، بلکه رژیم دانایی را شکل میدهند؛ رژیمی که از طریق آن دولت میتواند رفتار اقتصادی مردم را بخواند، پیشبینی و جهتدهی کند. به عنوان نمونه گروههای شغلی با درآمد بالا تحت نظارت شدیدتر و با معافیتهای محدودتر قرار میگیرند؛ در حالی که مشاغل خُرد که اکثراً مشمول تبصره ماده ۱۰۰ قانون مالیاتهای مستقیم نیز میشوند با تکالیف سادهتر مواجهاند. این تفکیک نوعی فناوری تنظیم رفتار است. دولت با تفکیک، از فشار کنترل مستقیم میکاهد و از طریق قواعد متفاوت رفتارها را شکل میدهد.
رتبه تمکین: امتیازدهی به مثابه انضباط نرم و فناوری تنظیم رفتار
نظام «رتبهبندی تمکین» یکی از مهمترین سازوکارهای انضباطی در سالهای اخیر بوده است. با این رتبهبندی فرد نه بر اساس ماهیت اقتصادی خود بلکه بر اساس رفتار مالیاتی تعریف میشود. فوکو در مراقبت و تنبیه توضیح میدهد که انضباط مدرن از طریق اندازهگیری رفتار و نسبت دادن امتیاز به افراد کار میکند؛ زیرا امتیازدهی جایگزین مجازات مستقیم میشود و افراد را به خود تنظیمی سوق میدهد. در سامانههای مالیاتی مؤدیانی که رتبه تمکین بالاتری دارند از حسابرسی کمتر، فرایندهای اداری کوتاهتر و حتی اعتبار بانکی بهتر برخوردار میشوند؛ در حالی که رتبه تمکین پایین، فرد را در معرض کنترل شدید، رسیدگی دقیق و جریمه قرار میدهد. این وضعیت تبلور قدرت انضباطی است.
قدرتی که کمتر مجازات میکند و بیشتر نمره میدهد. همچون مدارس، سربازخانهها یا زندانهای مدرن که فوکو درباره آنها بحث میکند. نظام مالیاتی نیز سازوکاری از جزئیسازی رفتارها را به کار میگیرد کوچکترین خطاها، تأخيرها و ناهماهنگیها در رتبه مؤدی اثر میگذارد. رتبه تمکین، فرد را به این فکر میاندازد که چگونه از نگاه دولت ظاهر شود و به این ترتیب کنترل از بیرون به درون منتقل میشود.
تهدید به رسیدگی: قدرت انضباطی و تولید اقتصاد ترس
در بسیاری از نظامهای اداری تهدید به رسیدگی یک ابزار معمول است. اما در دستگاه مالیاتی، این تهدید ساختاریتر و عمیقتر عمل میکند. فوکو توضیح میدهد که قدرت انضباطی نه از طریق مجازات قطعی، بلکه از طریق امکان همیشگی مجازات عمل میکند. یعنی افراد باید دائماً احساس کنند که ممکن است دیده شوند و ممکن است مورد رسیدگی قرار گیرند. تهدید به رسیدگی بهویژه پس از الزامی شدن صدور صورتحساب الکترونیکی اهمیت مضاعفی یافته است.
سازمان امور مالیاتی کشور در سال ۱۴۰۱ اعلام کرد مؤدیانی که صورتحساب الکترونیکی صادر نکنند، مشمول جریمه و حسابرسی خواهند شد. این تهدید به سرعت اثر خود را نشان داد: میزان صدور صورتحساب در اصناف افزایش یافت؛ پیش از آنکه حتی رسیدگی انجام شود. این همان منطق فوکویی است که بیان میکند: «جریمه لازم نیست اتفاق بیفتد؛ کافی است احتمال آن وجود داشته باشد.»
تهدید به رسیدگی نوعی قدرت سراسربینانه است؛ زیرا فرد باید همیشه فرض کند که تحت نظارت است. همانطور که در معماری زندان پانوپتیکن، زندانی نمیداند که مراقب در برجک حضور دارد یا خیر امّا الزاماً رفتار خود را تنظیم میکند؛ در نظام مالیاتی نیز مؤدی نمیداند آیا دادههایش بررسی میشود یا نه اما ناچار به هماهنگی با انتظارات نهاد مالیاتی است.
سوژهسازی دیجیتال: ظهور حکمرانی الگوریتمی و بدنهای دادهای
با دیجیتالی شدن نظام مالیاتی نوع جدیدی از سوژهسازی پدیدار شده است، سوژهسازی از طریق داده. در رویکرد فوکو قدرت مدرن به طور فزاینده به دادهها وابسته میشود؛ اما در عصر دیجیتال این دادهها نه فقط ابزار بلکه بستر تولید سوژه هستند. زوباف (۲۰۱۹) این روند را «سرمایهداری نظارتی» مینامد؛ جایی که رفتار انسان از طریق تحلیل دادهها پیشبینی و هدایت میشود. اتصال سامانه مؤدیان به بانک مرکزی و دیگر نهادهای دادهای، نظام مالیاتی را قادر ساخته که تراکنشها، خریدها، فروشها، داراییها و قراردادها را به طور خودکار ردیابی کند. حالا «بدن دادهای» جایگزین «بدن فیزیکی» مؤدی شده است. فرد نه به عنوان شخص، بلکه به عنوان مجموعهای از تراکنشها و سیگنالها فهمیده میشود. انتخاب خودکار مؤدیان پرریسک برای رسیدگی مصداق روشن حکمرانی الگوریتمی است. اینجا نه کارمند اداره مالیات، بلکه مدل ریسک مالیاتی است که تصمیم میگیرد چه کسی در معرض انضباط قرار گیرد. فوکو پیشبینی کرده بود که قدرت مدرن، روزی به نقطهای میرسد که «چرخش اطلاعات» جایگزین «دستور مستقیم» میشود و اکنون این همان نقطه است.
مقاومت در برابر سوژهسازی: تاکتیکهای روزمره و سیاست بدنهای کوچک
قدرت هرگز بدون مقاومت وجود ندارد؛ این اصل بنیادین فوکو است. در برابر سازوکارهای سوژهسازی مالیاتی انواع مقاومتهای روزمره و خُرد پدید آمدهاند. اسکات (۱۹۸۵) این مقاومتها را «سلاح ضعفاء» مینامد. تاکتیکهایی که علنی نیستند، اما به طور مداوم نظم انضباطی را مختل میکنند. مقاومتهایی مانند: عدم صدور صورتحساب، استفاده از کارتخوان دیگران، نگهداشتن حسابهای غیررسمی یا ارائه ناقص اطلاعات فیمابین، تنها تخلف نیستند؛ بلکه بازتابی از تجربه بیاعتمادی تاریخی به دولت، احساس تبعیض و ترس از مجازاتهای سلیقهای هستند. پژوهش ایمان و قاسمی (۱۳۹۷) نشان میدهد که برخی مؤدیان، فرار مالیاتی را حق طبیعی در برابر بیعدالتی مالیاتی تلقی میکنند. این مقاومتها نشان میدهد که فرآیند سوژهسازی هرگز کامل نمیشود. سوژه مالیاتی، همزمان که تحت انضباط قرار میگیرد از این انضباط نیز میگریزد. این همان دیالکتیک قدرت مقاومت است که فوکو آن را اساس پویایی قدرت میدانست.
جمع بندی: مؤدی به مثابه محصول و امکان
بر اساس تحلیل فوکویی مؤدی مالیاتی در ایران یک داده اداری نیست بلکه سوژهای است که درون شبکه قدرت دانش تولید میشود. از لحظه ثبتنام تا رتبهبندی، از احتمال رسیدگی تا رصد الگوریتمی، مؤدی در معرض فرآیندهای مداوم بازتعریف و بازساخت قرار دارد. این سوژه نه کاملاً مطیع است و نه کاملاً مقاوم؛ بلکه در وضعیتی شناور میان انضباط و گریز زندگی میکند. در نتیجه نظام مالیاتی را باید نه فقط یک نظام درآمدی، بلکه یک نظام هویتساز، رفتارساز و سوژهساز دانست.